خرید بک لینک
یه روز یه کامیون حمل سیب داشت تو خیابون می روند.یکدفعه یکی از سیب ها افتاد از کامیون پایین. سیبه داد زد: آهای سیب ها.

سیب ها داد زدند:آهای سیب!!!

سیب داد زد : آهای سیب ها .

سیب ها داد زدند :آهای سیب!!!

سیب داد زد : آهای سیب ها.

ولی کامیون دیگه خیلی دور شده بود و صدای سیب به سیب ها نمی رسید.

سیب ها رفتند گوشی آقای راننده رو برداشتند و به گوشی سیب زنگ زدند.

اما سیب گوشیش خاموش بود.

سیب رفت از یه مرده گوشی گرفت و زنگ زد به گوشی آقای راننده.

آقای راننده گوشی رو برداشت.

سیب گفت:گوشی رو بدین به سیب ها.

راننده گوشی رو داد به سیب ها. سیب گفت: سیب ها.

سیب ها گفتند: سیب.

سیب گفت :سیب ها.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

شور و شوقتون تو حلقم می خواین هنوز ادامه داشته باشه؟؟؟؟؟؟

برچسب: سیبل جان,سیب,سیبل کن,سیبچه,سیب زمینی,سیب موزیک,سبیل,سیب سرخی,سیبل,سیب زمینی شیرین, نویسنده: پارسا باقری تاريخ: جمعه 26 شهريور 1395 ساعت: 12:47

صفحه بندی